خوب شد که اونروز چکمه پوشیده بودم،ولی یادته آخرین تماست از کی بود؟
حداقل راستشو بهم گفت،ولی تاحالا یه حرف راست از اون آدم شنیدی؟
خوب شد براش بهانه اوردم گفتم اونور خیابون یه ماشینه زده به یه دوچرخه سوار وگرنه ولم نمیکرد،ولی نمیدونم چرخش کجای راه پنجر شد.
خوب شد دوچرخه سوار فقط دوتا پاش شکستو سرش اسیب ندید، به نفع هممونه .

خوب شد صدای آمبولانسو از پشن تلفن شنید،وگرنه دیگه هیچوقت نمیتونست رکاب بزنه.

خوب شد کارمون به دعوا نکشید،حیف شد که یادش رفت قطع کنه.
اشکال نداره من که خودمو میزنم به خریت،ولی واسش بد تموم میشه.
خوب شد بخاطر تصادف ترافیک شده بود،ولی چی فکر میکردن آدمایی که گیر افتاده بودن توی ترافیک پشت سرش.

حالا که بافاصله کنارش وایساده بودم فک کنم حالش بهتر بود،وگرنه خون روی چکمشو نمیشد با هیچی پاک کرد.

خوب شد خودم سوار دوچرخه نبودم،ولی "خودم"باهاش برگشتم خونه.

خوب شد نفهمیدن من باهاشم آخه من تو شرایط اینطوری هول میشم بهانه های الکی میارم،وگرنه نفسش از ترس بند میومد.

درست نمیفهمم چی میخواد بهم بگه درد نمیذاره خوب حرف بزنه،ولی حداقل حرفامو تا ته شنید.

خوشبحالش. منو داره درد اون دوتا پای شکستشو تموم کنم.ولی شاید منو نبخشه که چکمه هاش خونی شدن،شایدم ینفر توی راه سوارش کرده باشه.


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

فریضه بی‌همتای عاشقانه علی مونسی پور گروه میز اداری ام دی اف و پارتیشن پارتیش سایت مناقصات سالم زيبا Barbara جاوید عباسی برنامه نویسی